تبليغاتX
خـط لــری - زبان یا گویش ؟

خـط لــری

لـور- خطی برای آسان آموختن و بهتر نوشتن و روان خواندن

جهان امروزی به پیکره های سیاسی ی فراوانی تقسیم شده که هریک – علی القاعده – زبان معینی را رسما به کار می گیرند . و دولتها معمولا به وسیله ی سیاستهای زبانی سعی در گسترش و فراگیر نمودن این زبان رسمی دارند .

 در نتیجه اذهان عمومی ، به سمت این نگرش غلط ، که همه ی افراد یک ملت واحد را متعلق به یک جامعه ی زبانی همگن * بدانند ، گرایش می یابد .

 از سوی دیگر چون زبان رسمی برای انجام امورات دیوانی و دفتری و.. به کار می رود ، همواره صورتی کتبی از خود را ارایه می دهد . که در بیشتر موارد در تمام جزییات خود تثبیت شده است . و این نیز ، عموم عوام و عمده ی خواص جامعه را دچار این اشتباه می کند که ، زبانهای بدون خط دارای اهمیت چندانی نیستند. و گاه از این نیز پیشتر رفته و زبانهای بدون خط را تا حد یک گویش و یا حتی گویشواره پایین می آورند . و در اثر همین پندار نادرست ، دیگر لزومی نمی بینند تا برای یادگیری و یا حتی نگهداری و حراست از این زبانهای بی خط اقدامی انجام دهند .

  

بر پایه ی همین ساده اندیشی در یکسان دانستن پیکره های سیاسی با جامعه ی زبانی است که ، معمولا واژه ی زبان دارای کاربرد و معنایی محدود و غیر واقعی می شود . و از اینجا این تفکر بروز می کند که یک گویش وقتی لایق زبان نامیده شدن است که در اختیار و دارای یک کشور مستقل و به رسمیت شناخته شده و سامان یافته باشد . بدینسان هرگاه سخن از زبانی بغیر از زبان رسمی به میان آید ، ذهن همگان به سرعت به سوی اقدامی تجزیه طلبانه می گراید .

 

اما این یک واقعیت است که

 

هیچگاه نمی توان کشوری را یافت که فقط و فقط دارای یک زبان باشد

 

و برعکس هرگز نمی توان زبانی را یافت که دارای یک کشور مستقل باشد .

 

پس هرگز زبان رسمی یک کشور، تنها زبان رایج در آن کشور نیست .

 

و همواره در کنار زبان رسمی هر کشور زبانهای دیگری نیز وجود دارند . که به اشتباه آنها را گویشهای از زبان رسمی می دانند . (مثلا تنها زبان زنده و مورد استفاده در ایران را زبان فارسی می انگارند و به دیگر زبانهای درون مرز سیاسی این کشور را گویشهایی از فارسی می پندارند . )

 

 و معمولا این برداشت نادرست از آنجا ناشی می گردد که ، عموم و خواص هرگز تعریف دقیقی از ، زبان و گویش را در دسترس ندارد .

 

بنابر آراء علم زبان شناسی نوین ،

 

1- دیده شده که بسیاری از گویشها تنها به دلیل اینکه دارای مکتوباتی هستند ، به غلط زبان دانسته شده و به افتخار الصاق برچسب زبان نایل آمده اند . و برعکس .

 

2- علاوه بر اصول علمی ی زبان شانسی درونی ، عمده ترین میزان و محک برای تشخیص زبان و گویش از هم ، مسئله ی تفهیم و تفاهم است .

 

3- مشکل بتوان تفاوت میان یک زبان و یک گویش را مشخص کرد .

 

4- گویشها چیزی بجز تقسیم بندیهای اختیاری ی پهنه ی کلی یک زبان نیستند .

 

5- با توجه به قانون گسترش طیفی نمی توان مرز مشخصی میان گویشها برقرار ساخت .

 

6- با توجه به قانون گسترش طیفی ، مرز جداکننده میان دو زبان تنها یک قرارداد است .

  

 

 

* جامعه زبانی همگن عبارت است از جامعه ای زبانی که تمامی مردمان آن تک زبانه بوده و دارای یک زبان واحد باشند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 22:54  توسط احد رستگار فرد  |